مکالمۀ روباه و شازده کوچولو
برای گوش دادن به مکالمه بر روی لینک بالا
برچسب:
نویسنده: باران عباسیان
برای دریافت اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید: کتاب صوتی زندگی بدون افسار
برچسب:
نویسنده: باران عباسیان
مکالمۀ روباه و شازده کوچولو
برای گوش دادن به مکالمه بر روی لینک بالا
برچسب:
نویسنده: باران عباسیان
همیشه نگاه کردن به رنگ اصلی چشم آدما (هر رنگی که باشه) رو دوست دارم.
وقتی کسی لنز رنگی داره درست نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم،
چون انگار در این حالت نمیتونم حسش کنم.
فکر کنم برای همینه که همیشه حس و آن جرقۀ زیبای چشمها برایم بسیار مهمتر از رنگ آن بوده،
جرقهای که پشت نقابی پنهان نشده باشه...
برچسب:
نویسنده: باران عباسیان
از اون کتابهای کم نظیری که به من کمک زیادی کرده
برچسب:
نویسنده: باران عباسیان
برچسب:
نویسنده: باران عباسیان
برچسب:
نویسنده: باران عباسیان
برچسب:
نویسنده: باران عباسیان
دون میگوئل روئیز در این کتاب از ما می خواهد از خود سه پرسش ساده ولی بسیار ژرف بکنیم:* من کیستم؟* چه چیز واقعی ست؟عشق چیست؟پاسخ های او به این پرسش ها به ما کمک می کند تا هر چه بیشتر به قدرتهای درونی ما
برچسب:
نویسنده: باران عباسیان
میگه:
بهترین راه شفا نگاه کردن به سایه های وجوده
با خودم فکر میکنم:
اینقدر به سایه ام بی محلی و بی توجهی کردم
آنقدررررر ازش فرار کردم
که من رو گذاشت و رفت
و من حالا
هر چقدر دنبالش میگردم پیداش نمیکنم
هر چند که یکعالمه سایه هستند که خودشون رو جای سایۀ من زده اند
ولی هیچکدوم سایۀ "من" نیستند
حیف،
کلید شفایم رو گم کرده ام!!!
برچسب:
نویسنده: باران عباسیان
آدمهای شجاعی که نقابشون رو (خواسته یا ناخواسته) انداخته اند دوست دارم
اونهایی که قابشون رو شکسته اند
و دارن دنبال سایه شون میگردن
اونایی که علیرغم تمام این سرگردونی ها شون
همۀ وجودشون پر از عشق و محبته
اونقدر که دلت میخواد دست دورشون بندازی
بغلشون کنی و فشارشون بدی
طوری که نفسشون بند بیاد و بگن
آهای خفه ام کردی
ولی حتی در این حالت هم لبخند از لبشون نیافته
اوه که چقدر دلم میخوادشون
چقدررررررر
برچسب:
نویسنده: باران عباسیان
برچسب:
نویسنده: باران عباسیان
برچسب:
نویسنده: باران عباسیان
برچسب:
نویسنده: باران عباسیان
برچسب:
نویسنده: باران عباسیان
برچسب:
نویسنده: باران عباسیان